کارتون ها
مطالبی مفید درباره ی انیمیشن ها
داستان دربارهٔ یک گربهٔ آبی رنگ شنگول و تنبل به نام اوگی است که بیشتر وقتش را به تماشای تلویزیون و آشپزی میگذراند و تلاش میکند زندگی آرامی داشته باشد اما ۳ سوسک مزاحمی که در خانهٔ او زندگی میکنند تا آنجا که میتوانند او را آزار میدهند،این سوسکها که Joey ، dee dee ، marky نام دارند (نام آنها از نام اعضای یک گروه معروف Punk rock به اسم Ramones گرفته شدهاست) بیشتر گاهها به غارت غذاهای موجود در یخچال مشغولند و همیشه از ویران کردن زندگی اوگی لذت میبرند . اوگی و سوسکها یک انیمیشن بسیار خندهدار شبیه به جد خود تام و جری است با این تفاوت که بسیار امروزیتر شده و شخصیتهای آن تغییر پیدا کردهاست اما کماکان سقوط اشیایی شبیه میز آهنگری ، پیانو و ... در آن مرسوم است که گاهی پا را از آن هم فراتر گذاشته و از اتوبوس ، زیر دریایی و سفینهٔ فضایی هم بهره میبرد تا صدای قهقهٔ کودکان را بلندتر کند. با اینکه این انیمیشن برای کودکان تهیه شدهاست اما افراد بزرگسال زیادی را نیز مجذوب خود کرده است. شیطنتها ، خِنگی و لودگی شخصیتهای انیمیشن همراه با صداگذاری بسیار عالی و فضای سادهای که به همراه دارد خنده را بر لبان کوچک و بزرگ مینشاند و در لابهلای این خنده بازار نکات آموزشی و مفیدی را نیز به مخاطبان خردسال خود منتقل مینماید. اوگی و سوسکها هم اکنون از کانالهای تلویزیونی ۱۸ کشور گوناگون از جمله ایران پخش میشود که این امر نشان دهندهٔ محبوبیت بسیار بالای آن در میان مردم است. اگر تا به حال موفق به دیدن این انیمیشن نشده اید شبکه ماهوارهای gulli فرانسه میتواند بهترین انتخاب برای شما باشد. اوگی(oggy) شخصیت اصلی انیمیشن که رفتاری غیر عادی شبیه به شخصیت گارفیلد دارد. اوگی معمولأ مشغول تماشای تلویزیون است یا به کارهای خانه میپردازد، البته اگر سوسکها راحتش بگذارند! اوگی هنر دوست است و از باغبانی و گوش کردن به موسیقی لذت میبرد.او دارای خانوادهای نیز هست که هر از چند گاه یکبار به داستان وارد میشوند.از جمله خواهری که همواره سوار بر یک اسکیت است و مادربزرگی که با وجود پیری در گرفتن سوسکها استاد است! سر دستهٔ سوسکهاست و با وجود اینکه کوچکترین عضو گروه است اما بیشتر مواقع همهٔ آتشها از زیر سر آن بلند میشود و حتی اگر لازم ببیند به تنهایی هم وارد عمل میشود. جویی با هوشترین عضو گروه سه نفرهٔ سوسکها است و همچنین بسیار بلند پرواز. سوسک چاق و قد کوتاه داستان که همیشه گرسنه است و همه چیز را با دهان گشاد نارنجی رنگش درسته میبلعد کمی هم عقلش سر جایش نیست. خوراک او مشخص نیست و از مواد درون یخچال تا جانداران از جمله انبوهی از ماهیان و حشرههای زنده تشکیل میشود. این یکی خونسرد و کمی فهمیدهتر است ولی سر و گوشش بیش از حد میجنبد و عاشق هر چیزی از نوع مؤنث است ! برایش فرقی نمیکند که طرف یک انسان باشد یا یک عروسک . در یکی از داستانها که او رقیب عشقی اوگی میشود آشکار میشود که وی در جایی از خانه انبوهی از عکسهای مربوط به زنان مشهور و بازیگر را نگاه میدارد. گربهٔ سبز رنگ داستان ، شخصیتی عصبانی و صد البته مغرور که به عنوان نقش مکمل اوگی قرار میگیرد و همیشه سوسکها برایش سنگ تمام میگذارند و حسابی از خجالتش در میآیند. جک برای از میان بردن سوسکها دست به هر گونه اختراع و اکتشافی میزند، از ربات گرفته تا معجونهای سحرآمیز. جک دوست صمیمی اوگی میباشد و بیشتر وقتش را در خانهٔ او میگذارند و به اوگی کمک میکند تا نقشههای شیطانی سوسکها را بر هم بزنند اما هیچ وقت این دو با هم سر سازگاری ندارند و دوست یا دوشمن بودن آنها به هیچ وجه قابل تشخیص نیست. یک سگ تنومند است که در همسایگی اوگی زندگی میکنند، یک شخصیت کاملاً تکراری همانند سگ خاکستری کارتون تام و جری میباشد. باب میخواهد یک زندگی آرام و بدون سر و صدا داشته باشد اما بشرطی که شخصیتهای دیگر داستان بگذارند چون معمولأ یا موشک خانهاش را خراب میکند و یا مورد اصابت چیزی قرار میگیرد، در اینصورت تنها کاری که میکند اینست که گربهها را با دیوار یکی کند. او دارای باغچهای زیبا است که همواره به آن میرسد و تلاش میکند آن را به بهترین وضع بیاراید ولی بیشتر گاهها این باغچه به دست اوگی و سوسکها نابود میشود. مونیکا: نام این سه سوسک از گروه پانک Ramones گرفته شده است. این سه نفر، علاقه زیادی برای بیچاره کردن اوگی دارند و برای اینکار از هر راهی که بتوانند، از خالی کردن یخچال گرفته تا ربودن قطاری که اوگی سوار آن شده است. با این حال این شیرین کاریها حتی برای بزرگسالان هم جذاب است. هیچ پایان مشخص و قابل قبولی برای پایان هر قسمت وجود ندارد و هیچوقت نمیتوان پیش بینی کرد که همه چیز بخوبی و خوشی تمام شود. انیمیشن(UP) عصر یخبندان ۳ (عصر دایناسور ها) این اثر نسخه ی سوم انیمیشن کامپیو تری عصر یخبندان می باشد که کارلوس سالدانها (کارگردان آثاری از قبیل:عصر یخبندان-عصر آب-روبات ها و...) براساس فیلم نامه ای از مایکل برگ وپیتر اکرمن، آن را کارگردانی می کنند... جیمی نوترون(پسرنابغه) جیمی آیزاک نیوتون پسربچه نابغه کلاس است هرچند که در برخی از ایپزودها وارد دنیای سیاسی هم شده و به شهردار کمک میکند.او همیشه اختراعات خوبی میکند ولی بدلیل کارهای اشتباه خودش و یا دیگران از این اختراعات پشیمان میشود و از این رو از طرف سیندی مورد تمسخر واقع میشود.جیمی سه دوست اصلی دارد:کارل ویزرد ، شین و گادر. گادر (goddard) سگی است که جیمی نوترون اختراع کرده و بهرتین دوست او به شمار میرود.او حدود 164 کار(از قبیل اعلام ساعت،فیلمبرداری وقایع،انفجار بمب،پیشنهادهای معقول،کمک ب هاختراع،...)می تواند انجام دهد به جز خرابکاریهای خودش! پدر جیمی نوترون است.او به هیچ وجه مثل پسرش منطقی و باهوش نیست.(از اردکها لذت میبرد،توت فرنگی میخورد،و کلوچه بسیار دوست دارد همه چیز را به سادگی میگیرد،با همسرش دالی موشه! بازی میکند،فراموش کار است و ...)اما خوش قلب و مهربان است. جودی نوترون همسر هاگ نوترون و مادر جیمی نوترون است.اوو به اندازه پسرش با هوش نیست اما از پدرش با هوش تر است.او با منطق به همه چیز نگاه میکند و در بسیاری از ایپزودها آرزو میکند کهای کاش پسرش اینفدر خرابکار نبود. کارل پسر کند ذهن و بسیار شکمو است.یکی از عناصر اصلی کمدی درآدن اوضاع است.او که بیشتر دردسرها را ایجاد میکند.ساده دل واست و زود گول میخورد.اکثر اوقات نمیداند چه کار کند و براحتی تحت تاثیر جیمی قرار میگیرد. شین یکی از نزدیکترین افراد به جیمی است.او پسری کله پوک و عاشق سریال تلوزیونی ارباب کهکشان است و شخصیت رئیس بزرگ ر ابسیار گرامی میدارد.شین بر خلاف کارل شکمو نیست و اصلا تحت تاثیر جیمی قرار نمیگیرد با این حال دوست خوبی ست.شاید او خنده دارترین کاراکتر داستان باشد. سیندی ورتکس دومین بچه باهوش کلاس بعد از جیمی است.او ب هجیمی حسودی میکند و همیشه با او به رقابت میپردازد.چه در تواناییهای سگها و چه در پرورش دادن گیاه و چه در جمع کردن پول...سیندی و جیمی به ظاهر از هم بدشان میآیند ولی در باطن هم را دوست دارند. لیبی بهترین دوست سیندی است و علاقهای وافر به هموسیقی پاپ دارد.او و سیندی همیشه با هم هستند.لیبی در هر زمان برای دفاع از سیندی در برابر جیمی حاضر است.لیبی همچنین دارای یک صدای آوازخوان بلند است که میتواند 6 لیوان را درجا خرد کند. نیک یک شخصیت فرعی در کلاس جیمی است.او پسری با ظاهر خلاف و مورد علاقه اکثر بچههای کلاس است. گارفیلد یک گربهٔ نارنجی، چاق، خودخواه و تنبله که از خوردن و خوابیدن لذت زیادی میبره. گارفیلد در آشپزخانهٔ یک رستوران ایتالیایی به نام مامالئون متولد شد و از روز اول تولدش عاشق لازانیا شد! به گفتهٔ پدربزرگش، وقتی به دنیا اومد ۲/۴ کیلوگرم بوده که با شگفتی تمام توی تختخواب کوچیکش جا شده. اون عاشق لازانیا، کش رفتن غذای جان، لگد پروندن به اودی و پرت کردنش از بالای میز، سرگرم کردن یا آزار دادن شبونهٔ همسایهها با اجرای نمایش روی پرچینه (که اکثر مواقع چیزی به سمتش پرتاب می شه)! گارفیلد از رژیم غذایی و دوشنبهها متنفره چون فردای یکشنبهست و دائم تو اون روز بدشانسی میآره! اون از عنکبوتها هم متنفره و گاهی با روزنامه یا هر چیزی که دم دستش باشه اونقدر می زنه رو سرشون تا مثل پنکیک نازک بشن. گاهی اوقات پردههای خونهٔ جان رو پاره می کنه و سرخس جان رو می خوره یا تکهتکه می کنه. این جور مواقع جان خیلی از دستش عصبانی می شه. تفکر گارفیلد در مورد خودش و اطرافیانش باعث شده از خیلی از موجودات دیگه از جمله انسانها و سگها و حیوانات دیگه باهوشتر به نظر بیاد. این روزها گارفیلد بیشتر آدمه تا گربه. سه سال بعد از شروع کمیکها، دیویس اندامش رو اندکی تغییر داد و گارفیلد شروع به راه رفتن روی دو پا کرد و از اون موقع تا به حال روز به روز رفتارش بیشتر به آدمها شبیه شده. اولین حضور: ۱۹ ژوئن ۱۹۷۸ صاحب گارفیلد و مثلاً ارباب خونهست، که البته گارفیلد قبلاً بهش ثابت کرده ارباب واقعی خونه کیه! جان یک ناشی به تمام معناست. اون به گارفیلد و اودی غذا میده و همصحبت گارفیلد به حساب میاد. با اینکه نمیتونه حرفهای اونو بشنوه ولی به نظر میاد به خوبی میتونه ذهنخونی کنه و صحبتهای گارفیلد رو حدس بزنه. اون تو ارتباط برقرار کردن با دیگران، مخصوصاَ لیز، مشکل داره. اکثر مواقع قربانی شوخیهای گارفیلد میشه. جان یه کارتونیسته و اونقدر پول در میاره که میتونه شکم گارفیلد رو سیر نگه داره! جان متولد ۲۸ جولایه و از سال ۱۹۷۸ با گارفیلد زندگی میکنه. اولین حضور: ۸ آگوست ۱۹۷۸ سگ دوست داشتنی اما کودن لیمان. اودی همراه لیمان به خونهٔ جان نقل مکان کرده و مسلمه که گارفیلد از این موضوع خوشحال نشده. موهای بدنش زرد رنگه و گوشهای قهوهایرنگی داره. تندتند نفس میکشه و بیشتر مواقع زبون بزرگش بیرون از دهنشه. گارفیلد اغلب اونو از بالای میز به پایین پرت میکنه یا با مشت و لگد اونو از خودش دور می کنه فقط چون ازش خوشش نمیاد. اودی تنها موجودیه که نمی تونه حرف بزنه ولی حرفهای دیگران رو متوجه میشه. البته گاهی دیده شده کلمات کوتاهی از ذهنش میگذره که نشون میده لال نیست، فقط یه خرده کمحرفه! اودی همیشه قربانی شوخیهای گارفیلد میشه. پوکی خرس عروسکی گارفیلد میباشد که به نظر گارفیلد بهترین دوست خودش است!گارفیلد معتقده که پوکی مثل خودش فکر میکنه! گارفیلد ابتدا پوکی را از کشوی اتاق جان پیدا کرد که نامعلومه که صاحب قبلیش کی بوده؟گارفیلد وابستگی زیادی به پوکی داره و آرزو داره که تو بغلش بخوابه که البته معلومه که نمیتونه! لطیفه از یه نفر می پرسن که برای بستن یه لامپ به چند نفر احتیاج داری؟ می گه: 3 نفر می گن: چرا 3 نفر؟ می گه: یه نفر می ره بالا نردبون لامپ رو بگیره؛ دو نفر هم از پایین نردبون رو بچرخونن! معلم گفت : علی تو فعل زدن را صرف كن. علی گفت : زدم . زدی . دعوایمان شد. معلم گفت : حسن تو فعل كشیدن را صرف كن. حسن گفت : كشیدم . كشیدی . پاره شد. عید فطر رسیده!! دیدی چه زود تموم شد عیدت مبارک!!! یارو پشه بند می خره تا صبح نمی خوابه پشه هارو مسخره می کنه. جویی(joey)
دی دی(dee dee)
مارکی (marky)
جک (jack)
باب(bob)
خواهر اوگی که مورد علاقه جک نیز هست. او همیشه به خانه اوگی سر می زند. او بسیار فعال است و ورزشهایی از قبیل چتربازی یا پرش ارتفاع یا اسکیت را انجام میدهد.
این کارتون نوعی کمدی دلقک بازی است و شوخی هایی مانند کارتون تام و جری دارد با این تفاوت که مقداری پا را فراتر گذاشته است. با اینحال شوخی های مرسوم شخصیتهای کارتونی مانند سقوط پیانو یا میز آهنگری روی شخصیتها هنوز مرسوم است و البته گاهی از اتوبوس یا زیردریایی نیز برای این شوخی ها استفاده می کند.
نام این انیمیشن زیبا بالا (UP) نام دارد که در تاریخ 9 می سال ۲۰۰۹ اکران شده است.
تریلر اول وال ای را به خاطر بیاورید، که پیکسار به ما یک ربات دوست داشتنی رو نشون داد که تونست افکار همه آدما رو عوض کنه، و در این تریلر هم پیکسار شاهکارهای خودش رو با هماهنگی زیبایی به هم متصل کرده و قبل از نشان دادن صحنه های انیمیشن جدید خود به رخ بیننده میکشه
نقش اول داستان آپ یک پیرمرد بد اخلاق به اسم کارل است که پس از مرگ همسرش خانه خود را با بستن یک دسته بسیار زیاد از بادکنکها به هوا می برد و پرواز می کند
پیکسار در ابتدا به ما نمیگوید که این پیرمرد به کجا می خواهد پرواز کند و فقط میگوید سفر به شهر گمشده
اما مطمئن باشید مسیر و هدف پیرمرد با دیدن پسرکی که همراه اوست تغییر خواهد کرد...
در تصمیم گیری های اولیه قرار بود انیمیشن عصر یخبندان 3(عصر دایناسور ها) در 30 ژانویه ی 2007 اکران شود ولی به دلیل اکران انیمیشن «دکتر هورتون صدای کسی را می شنود»، در سال 2007، و همچنین تصمیمات کمپانی فاکس قرن 20(کمپانی پخش کننده ی اثر)، اکران عصر یخبندان 3 (عصر دایناسور ها) به ژولای 2009 موکول شد...
این انیمیشن توسط استودیو ی انیمیشن سازی بلو اسکای (آسمان آبی) تولید می شود و پخش آن برعهده ی کمپانی فاکس قرن 20 خواهد بود...
داستان فیلم پیدایش اولین دایناسورها را بعد از عصر یخبندان روایت می کند... با توجه به اینکه اولین جانوران در عصر یخبندان دایناسور ها نبودنند حضور دایناسور ها در قسمت سوم این انیمیشن مسئله ی عجیبی تلقی نمی شود زیرا دایناسور ها زیر لایه های ضخیم یخ، یک مکان گرم برای زندگی خود داشته اند و با آب شدن این یخ ها(که در قسمت دوم شاهد آن بودیم) آنها به روی زمین پای می گذارند و مندی،دیگو،سید، الی و... را درگیر ماجرای جدیدی خواهند کرد...
گادر
هاگن نوترون
جودی نوترون
کارل ویزرد
شین استوز
سیندی ورتکس
لیبی
نیک
جان آرباکل (Jon Arbuckle)
اودی (Odie)
پوکی
(ستاد شاد سازی روزه داران)
![]()





